شربت آبلیمو

وب‌نوشت‌های کیوان‌سیدی‌ویند

‌من آنم که رستم بود پهلوان

میرزاخانی رو نمی‌شناختم. شاید اسمش رو قبلاً شنیده‌بودم، سر معرفی‌ش به‌عنوان یکی از ۱۰ نابغه‌ی آمریکای شمالی. ولی یادم رفته‌بود اسمش. امروز خبر موفقیتش رو شنیدم. اینکه یه ایرانی و یه زن برای اولین بار مدال فیلدز رو گرفته، خیلی هیجان‌زده‌م نکرد. دلیلش احتمالاً اینه که من فکر نمی‌کنم که تفاوت فاحشی بین استعداد آدم‌ها از کشور، نژاد، تیره و جنسیت مختلف وجود داشته‌باشه. مهم اینه که استعدادها درست کشف بشه و درست پرورش پیدا کنه. ولی خیلی برای من جالبه که توی این هاگیرواگیر آدم‌های کاملاً غیرمرتبط با بافتن آسمان به ریسمان و بالعکس سهمی از موفقیت میرزاخانی برای خودشون قائل می‌شن. شاید مدرسه‌ی فرزانگان و دانشگاه شریف، اون‌هم درحد استخراج و انتقال و نه پالایش و تولید محصول نهایی (از متافور نفت خام فروشی استفاده می‌کنم) در این موفقیت سهیم باشن و مسلماً “دخترها” و تلاش‌شون در تحصیل دانش در ایران بسیار در این زمینه موثر بوده، ولی بدنه‌ی جامعه (به عقیده‌ی من) روی این مورد خیلی نباید برای خودش اعتباری قایل باشه. بدنه‌ای که علوم پایه خوندن در دانشگاه رو (در مقابل مهندسی و پزشکی خوندن) معادل کم‌استعدادی و عدم‌موفقیت می‌دونه. میرزاخانی اگر ایران مونده بود احتمالاً یا داشت صبح تا شب در مدرسه و دانشگاه گچ تخته‌سیاه می‌خورد یا برای گذران زندگی وارد دستگاه‌های عریض و طویل گاج و قلم‌چی شده‌بود. ویا در بهترین حالت شاید موسسه‌ی آمادگی کنکور میرزاخانی رو راه انداخته‌بود. این ذهنیتیه که اکثریت جامعه از فردی که در دانشگاه ریاضی خونده دارن. موفقیت در این سطح، جدای از تلاش خود میرزاخانی، ثمره‌ی سرمایه‌گذاری دانشگاه‌هایی مثل هاروارد و پرینستون و استنفورده که برای پژوهش و تولید علم ارزش قائلند.

درنهایت در مورد ارتباط این موضوع با برابری جنسیتی که خیلی در شبکه‌های اجتماعی دیده‌می‌شه دوست داشتم نظرم رو بدم. البته من از دیدگاه یه مرد که خیلی در معرض نابرابری جنسیتی قرار نگرفته به قضیه نگاه می‌کنم. شاید هم دیدگاهم خیلی درست نباشه. مدال میرزاخانی این رو نشون نمی‌ده که آیا زنان و مردان در توانمندی‌های ریاضیاتی باهم برابر بوده‌اند و برابرتر شده‌اند. اساساً چه اهمیتی داره که این قضیه نشون داده بشه. برای حقوق برابر انسانی لزومی نداره که یکی مدال المپیاد بیاره، رتبه‌ی اول کنکور بشه ویا جایزه نوبل ببره. برابری جنسینی تا وقتی حتی بین قشر فرهیخته‌ی جامعه نیاز به اثبات داره، متاسفانه هنوز نه به‌اندازه‌ی کافی فهمیده‌شده و نه از ته‌دل مورد قبول واقع شده. برابری جنسیتی وقتی واقعاً تبدیل به برابری می‌شه که صفت جنسیتی از مقابلش برداشته بشه. مهم نباشه که یه زن این کار رو کرده یا یه مرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *